تبليغاتX
مرد ماهیگیر
غم کافی
روزها از پی هم می گذرد و ما...

اوضاع...

من..

او...

کی؟...

هی....................................

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/09/11ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط حسین میر  | 

زندگی عشق است و عشق بخشیدن ...
ليلي نام ديگر آزادي..

دنيا كه شروع شد زنجير نداشت‘ خدا دنياي بي زنجير آفريد. آدم بود كه زنجير را ساخت.
شيطان كمكش كرد. دل‘ زنجير شد‘ زن ‘ زنجير شد. دنيا پر از زنجير شد و آدم ها همه ديوانه زنجيري!
خدا دنيا را بي زنجير مي خواست. نام دنياي بي زنجير اما بهشت است.امتحان آدم همين جا بود.
دستهاي شيطان از زنجير پر بود. خدا گفت: زنجيرهايتان را پاره كنيد. شايد نام زنجير شما عشق است.
يك نفر زنجيرهايش را پاره كرد. نامش را مجنون گذاشتند. مجنون اما نه ديوانه بود ونه زنجيري‘
اين نام را شيطان بر او گذاشت. ليلي‘ مجنون را بي زنجير مي خواست.
ليلي مي دانست خدا چه مي خواهد. ليلي كمك كرد تا مجنون زنجيرش را پاره كند.
ليلي زنجير نبود. ليلي نمي خواست زنجير باشد. ليلي ماند. زيرا ليلي نام ديگر آزادي است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/06/28ساعت 2:44 بعد از ظهر  توسط حسین میر  | 

یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم

خود را چو فرو ریزم

                        با خاک در آمیزم

وگرنه من همان خاکم  که هستم.

یک روز سر زلف،بلوندت چینم بهر،دل مسکینم،

اینم،

جگرم اینم،اینم

یک روز که باشم مست

لایعقل ترد و سست،

یک روز ارس گردم

اطراف تو را گردم

کشتی شوم جاری، از خاک بر آرم تو،

بر آب نشانم تو

دور از همه بیزاری...

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/18ساعت 12:33 بعد از ظهر  توسط حسین میر  | 

امروز کنکور دادم

خوب و بدش رو نمی دونم

ولی به هر حال دادم...

از تمامی دوستان تمنای دعا تا نیمه دومه اردیبهشت را دارم.

کارنامه ها در آن زمان می آید.

هنوز هم فردا روز دیگریست...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/11ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط حسین میر  | 

 

و چشمانت با من گفتند

 

که فردا روز دیگری ست...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/11/11ساعت 1:25 بعد از ظهر  توسط حسین میر  | 

روزها از پی روزها گذشت.دوستی ها و دوست داشتنیها از پی هم گذشتند،تا به عشق تبدیل شدند. و عشق بی معنی ترین واژه ها .واژه ای که هستی را معنی کرد،معنی می کند و معنی خواهد کرد.اما خود ...

شبها از پی شبها گذشت.زندگی و زنده ها از پی هم گذشتند،تا به هجرت تبدیل شدند.اما هجرت، با معنی ترین واژه ها.تنها واژه ای که عشق را معنی کرد.اما خود ...

شبها و روزها از پی هم گذشتند و ما ماندیم . واماندیم،در عشق و هجرت.اما ما ...

ما نفهمیدیم که عشق ازا ندارد.تنها هجرت ازای عشق است و ما نمی توانیم در ازای عشقمان چیزی طلب کنیم جز طلب عشق.ما زنده ایم به عشق،شب و روز و زنده ها و  در عجبیم که زنده ها از هم گذشتند.

    گویند روی سرخ تو سعدی که زرد کرد           اکسیر عشق برمسم افتاد و زرد شد          

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/17ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط حسین میر  | 

در تلاطم دریای آغوشت

                   ماهیان دلم

                  از عشق می میرند.

 نور است

           عزرائیل ماهی عشق نور...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1385/06/17ساعت 5:15 بعد از ظهر  توسط حسین میر  | 

روزی تو خواهی آمداز کوچه های باران

تا از دلم بشویی غم های روزگاران

تو یاس نو دمیده من گلبرگ تکیده

روزی آیی کنارم که عشق از دل رمیده

 

تو را نا دیدن ما غم نباشد

که در خیلت به از ما کم نباشد

 

روزی تو خواهی آمد از سوی مهربانی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/04/28ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط حسین میر  | 

بدترين حالت ممكني كه آدم مي تونه به روز بشه .

 

حسام

 

داداش گلم تصادف كرد....

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/03/08ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط حسین میر  | 

                                     

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم

                              به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

                       

لحظه های خوش همیشه خیلی کم پیش میاد،اما گاهی بهترین لحظه

 

تو یک سال میشه.

 

امیدوارم سالتون یک لحظه خوب باشه...

                                                     یا دوست

                                                                                      

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/01/01ساعت 1:8 قبل از ظهر  توسط حسین میر  |